• بازگشت به ايران

پس از بازگشت به ايران از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۲ در دانشكده پزشكى شهيد بهشتى (دانشگاه ملى ايران) به تدريس و تحقيق و فعاليت بالينى پرداخت. پروفسور شاملو در سال ۱۳۴۸ (در سن ۴۰ سالگى) ازدواج كرد و حاصل اين ازدواج دو دختر است كه هر دو تحصيلات عاليه و آكادميك دارند و از همان سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۷۳ به ترتيب در دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشكى تهران با سمت هاى استاديارى، دانشيارى و استادى به تدريس و تحقيق و ارائه خدمات بالينى اشتغال داشت.

•فعاليت هاى فكرى و اجتماعى او در ايران

شايد اساسى ترين تلاش او در اين سال ها علاوه بر كار بالينى گسترده، تدوين سرفصل هاى روانشناسى بالينى براى دوره هاى كارشناسى و كارشناسى ارشد و سپس دكترا از يك سو و چاپ و انتشار منابع تازه رشته فوق و زمينه هاى وابسته از سوى ديگر بود. در سال ۱۳۷۳ گروه روانشناسى دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى را تاسيس كرد و از همان سال استادى و مديريت آن گروه را برعهده داشت. پروفسور سعيد شاملو بانى تجديد حيات انجمن روانشناسى ايران بود و در دوره هاى اول، دوم و پنجم رياست هيات مديره انجمن را نيز برعهده داشت. زمينه اى ديگر از تلاش و سخت كوشى ايشان مساعى او در طراحى سازمان نظام روانشناسى كشور بود كه پس از سال ها پيگيرى سرانجام به بار نشست.پروفسور سعيد شاملو از سوى مركز بين المللى شرح حال نويسى (IBC) در كمبريج انگلستان به عنوان نامزد مرد سال ۲۰۰۴ انتخاب شد. اين عنوان تنها به معدودى از برگزيد گان اعطا مى شود كه دستاورد ها و پيشگامى آنها در جامعه بين المللى برجسته باشد و انتخاب ايشان از ميان ده ها هزار فرد لايق ديگر به درستى نشان دهنده قدر و ارزش اقدامات علمى ايشان است.

Shamloo_3349

•خدمات پروفسور شاملو به اختصار

تاليف و ترجمه كتاب هاى بهداشت روانى، روانشناسى بالينى، روش هاى نو در روانكاوى، كاربرد روان درمانى، مكاتب و نظريه هاى شخصيت، آسيب شناسى روانى، روش تهيه شرح حال، مصاحبه تشخيصى، تاريخ علم روانشناسى، روان درمانى كودك، شخصيت ايرانى (ناتمام).تاليف بيش از يكصد مقاله نظرى و پژوهشى در روانشناسى و تاسيس اولين كلينيك مركز مشاوره و راهنمايى در دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۴ همچنين راه اندازى اولين دوره فوق ليسانس و دكتراى روانشناسى بالينى در ايران و برگزارى دومين كنگره بين المللى روان درمانى در شرق از خدمات برجسته ايشان است.

• فعاليت هاى علمى

بانى تجديد حيات انجمن روانشناسى ايران و رياست چند دوره از هيات مديره آن

عضو آكادمى علوم نيويورك از سال ۱۹۷۶

عضو انجمن روانشناسى آمريكا (APA) از سال ۱۹۷۰

•عضو انجمن روان درمانى آمريكا از سال ۱۹۷۲

عضو انجمن هيپنوتيست هاى آزمايشگاهى از سال ۱۹۶۷ و همچنين عضو مشاور در هيات تحريريه دايره المعارف بين المللى روانكاوى، روانپزشكى، اعصاب و روانشناسى از سال ۱۹۷۳ و برگزارى دومين كنگره بين المللى روان درمانى در شرق و گفت وگوى بين تمدن ها كه بيش از ۶۰ مهمان از تمام قاره هاى جهان در آن شركت داشته اند برجسته ترين فعاليت علمى پروفسور شاملو در آخرين پائيز زندگانى وى بود كه ايشان رياست و سمت دبير كميته علمى اين كنگره را بر عهده داشت.

پس از برگزارى كنگره مزبور تعهد علمى و حساسيت پروفسور شاملو به مسائل حرفه اى ، وى را كه سال ها از بيمارى قلبى رنج مى برد و لازم بود از هر فعاليت همراه با استرس دورى جويد براى چندمين بار روانه بيمارستان كرد اما تن خسته و رنجور بنيانگذار روانشناسى بالينى ايران كه هفته ها بى خوابى و فشار روانى را تحمل كرده بود اين بار توان مقابله با بيمارى را نداشت. دكتر شاملو يك هفته پس از برگزارى اين كنگره بين المللى دچار حمله قلبى شد و چند روز در بيمارستان بسترى بود و تا آخرين ساعات قبل از بسترى شدن در بيمارستان همچون هميشه به ارتقاى علم روانشناسى كمر همت بسته بود و رياست مسئولانه وى در جلسات اخير پنجمين هيات مديره انجمن روانشناسى ايران از آن جمله است.ايشان بلافاصله پس از ترخيص از بيمارستان و با وجود توصيه پزشك معالج مبنى بر استراحت به دانشگاه مراجعه كرد تا به امور جارى گروه، دانشجويان و انجمن روانشناسى ايران رسيدگى كند. چند روز پس از مراجعت به دانشگاه بار ديگر دچار حمله قلبى شد و از آن پس در بيمارستان بسترى شد تا آنكه سرانجام در صبحگاه روز دهم دى ماه ۱۳۸۳ قلبى كه به دل ها آرامش مى بخشيد به آرامش ابدى پيوست. دكتر شهناز شجاع همسر پروفسور شاملو با اشاره به شخصيت وى مى گويد: نگارش شرح حال مردان بزرگ همان قدر دشوار است كه درك و شناخت واقعى اين بزرگواران. مسلماً با گذشت زمان، تاريخ خود منصف ترين داورى ها را در مورد اين بزرگان خواهد داشت. من به عنوان همسر و شريك زندگى اين انسان والا و وارسته به اين نكته اكتفا مى كنم كه او همه چيزم در زندگى بود. او به زندگى ام معنا و غنا بخشيد و مفهوم واقعى انسان بودن و انسان زيستن را در مكتب او آموختم. او همسرى شايسته بود كه هنر خوب بودن را به من آموخت. پدرى شايسته بود كه فرزند شايسته بودن را به فرزندانش آموخت و نهايت آنكه او گوهرى گرانبها بود كه هنر انسان بودن را به شاگردانش هديه داد. من همواره خاطره اش را گرامى مى دارم و مباهات مى كنم كه سال هاى طولانى از عمرم را در پناه و سايه آن بزرگوار گذراندم و اميدوارم كه آموزش هايش براى من و همه كسانى كه در جوارش زيسته ايم راهگشا و راهنما باشد.

دكتر على شريعتمدارى رئيس چهارمين هيات مديره انجمن روانشناسى ايران در اين باره اظهار داشت: سال ها همكارى و آشنايى با مرحوم دكتر سعيد شاملو خاطره هاى فراوانى را در ذهن اينجانب و ساير همكاران برجا گذاشته است كسانى كه از نزديك با دكتر شاملو تماس داشتند همگى اذعان دارند كه ايشان علاقه شديدى به رشته روانشناسى داشت و ضمن فعاليت هاى علمى خود همواره در جهت ارتقاى سطح علمى اين رشته مى كوشيد و در اين راه هميشه مشوق همكاران و دانشجويان بود. فقدان اين فقيد سعيد ضايعه اى براى رشته روانشناسى و روان درمانى تلقى مى شود. ضمن عرض تسليت به همسر گرامى شان اميدوارم همت علمى و عملى مرحوم دكتر سعيد شاملو كه بزرگترين يادگار اوست راهگشاى پيشرفت هرچه بيشتر رشته روانشناسى و تلاش هاى هدفمند دانشجويان عزيز قرار گيرد.دكتر محمدتقى جغتايى رئيس دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى در رابطه با فعاليت هاى اين استاد عاليقدر مى گويد: پروفسور سعيد شاملو برجسته ترين استاد روانشناسى بالينى ايران، بنيانگذار گروه روانشناسى و دوره هاى كارشناسى ارشد و دكتراى روانشناسى بالينى در دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى درگذشت و با فوت خويش مسئوليت خطيرى را برعهده دانشگاهيان باقى گذاشت.پروفسور شاملو نقش بسزايى در توسعه دانش روانشناسى كشور به ويژه رشد گروه روانشناسى دانشگاه علوم بهزيستى ايفا كرد. ايشان در مدت بيش از ده سال همكارى با دانشگاه، سمت هاى رياست گروه روانشناسى بالينى و عضويت در شوراى پژوهشى و شوراى تحصيلات تكميلى اين دانشگاه را برعهده داشت و آخرين سمت ايشان رياست دومين كنگره بين المللى روان درمانى در شرق بود كه به يمن وجود آن استاد فقيد با موفقيت برگزار شد. اين كنگره در نوع خود بى نظير و در تاريخ روانشناسى و روانپزشكى ايران بى سابقه و بديع بود. استاد شاملو در اين كنگره موجبات آموزش نظرى و عملى فنون نوين روان درمانى و بستر مناسبى را براى اعزام استادان و دانشجويان روانشناسى به چند مركز بزرگ روان درمانى و روانكاوى فراهم آورد و تاكيد داشت كه نتيجه دستاوردهاى اين كنگره را در يك كتاب جامع به زبان انگليسى با عنوان

Handbook of psychotherapy :

A croos-cultural perspective

منتشر سازد. استاد مقدمات تدوين و چاپ اين كتاب را فراهم آورد و قطعاً همكاران دانشمند وى اين اثر جاودانه را به ثمر خواهند رساند.پروفسور شاملو با وجود سالمندى و مسئوليت هاى علمى و اجرايى متعدد هميشه با دانش روز همگام بود. آزادگى و تواضع و خدمتگزارى به ديگران برخى از مهمترين ويژگى هاى اين دانشمند بزرگوار به شمار مى رود. مسلماً توصيف اين شخصيت بزرگوار در چند سطر غيرممكن است اما اين مختصر، تنها به پاس بزرگداشت و تقدير از زحمات ايشان به نگارش درآمد.دكتر عليرضا جزايرى عضو هيات علمى و عضو گروه روانشناسى بالينى دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى افزود: از ديد من نبود دكتر شاملو فقدانى است براى جامعه بهداشت و روان و جامعه روانشناسى. او فردى بود كه چهل سال تلاش كرد تا روانشناسى را به جايگاه و مرتبه اى كه بايد در كشور داشته باشد برساند و نتيجه تلاش هاى در طى اين سال ها پايه ريزى سازمان نظام روانشناسى و مشاوره كشور بود كه در سال گذشته توسط مجلس تصويب شد و هميشه آرزوى او بود كه روانشناسى داراى يك سازماندهى منظم در كشور باشد و از لحاظ شخصيتى هم من كمتر كسى را ديده بودم كه با اين همه غناى علمى آن قدر فروافتاده و متواضع باشد و وجود ايشان براى دانشگاه و شخص من نعمتى بود كه متاسفانه از دست رفت.همچنين خانم دكتر فاطمه طالقانى مدير گروه مشاوره دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى مى گويد: چيزى كه در اولين برخوردها هميشه از دكتر برداشت مى شد آرامش بى نهايت ايشان بود كه در گفتار و رفتار و كردار او وجود داشت و مى توانست آن را به ديگران منتقل كند يعنى وقتى با او صحبت مى كرديم آرامش مى گرفتيم، بسيار متواضع بود. هيچ وقت شما در برخوردهاى عادى او نمى توانستيد بفهميد كه دكتر شاملو چه كسى است؟ و بعضى جاها به عنوان پدر مشاوره از او ياد مى شود حتى بارها اتفاق افتاده بود كه از طرف رياست دانشگاه براى او بزرگداشتى گرفته شود اما هيچ وقت راضى نبود كه در جايى بيش از ديگران از او ياد شود. هميشه خود را در سطح ديگران و نزديكان خود احساس مى كرد.حيف است كه ما موقعى كه كسى در حيات است سعى نمى كنيم او را بشناسيم و از وجودش استفاده كنيم ولى به محض اين كه از دنيا مى رود انگار بيدار مى شويم و شروع به جمع آورى اطلاعات نسبت به ايشان مى كنيم و بعد دوباره فراموشمان مى شود.

به نقل از سایت aftabir