از دست ندهید

پاسخ به سوالات پیرامون اختلال بیش فعالی و کمبود توجه(ADHD)

Portrait of cheerful boy showing thumbs up gesture, isolated over white background

اختلال بیش‌فعالی و كم توجهی تعریف و علایم این اختلال در سالهای اخیر مورد توجه بیش‌تری قرار گرفته و بهتر از گذشته تشخیص داده میشود و مورد درمان قرار میگیرد. اختلال بیش‌فعالی و کم¬توجهی اختلالی است كه با نشانههای بیشفعالی (پرتحركی) چون احساس بیقراری و وول خوردن، راه رفتن در مکانی که انتظار میرود فرد بنشیند مثلا کلاس درس، زیاد حرف زدن و تحرک و بازیگوشی بیش از اندازه در کنار تكانشگری و کمبود توجه بروز مینماید. کمبود توجه به صورتهایی چون فراموش کردن وسایل مدرسه، جاانداختن کلمه در دیکته، عدم توجه به سخنان بزرگترها و پرت شدن حواس به محرکهای محیطی نامربوط در حین گوش دادن به دیگران یا انجام تکالیف دیده میشود. علایم دستکم باید به مدت ۶ ماه طول كشیده باشد و برخی از نشانهها قبل از ۱۲ سالگی شروع شده باشد. لازم است این نشانهها حداقل در دو مكان مجزا (مثلا منزل و مدرسه) اتفاق بیفتد. البته باید دقت کرد که اختلال بیش‌فعالی و کمتوجهی عموما بهصورت مختلط و ترکیبی از نشانههای دو گروه رخ میدهد. اما نباید تصور کرد در هر کودک دچار این اختلال حتماً نشانههای بیشفعالی وجود دارد و اختلال میتواند صرفاً با نشانه‌های کمبود توجه بروز کند. برای طرح تشخیص باید دقت کرد که پرتحرکی و رفتارهای تکانشی بیمار باید از حد مورد انتظار برای کودکان همسن و همسطح تکاملی زیادتر باشد.  معمولاً این کودکان با شکایت‌هایی مثل پرتحرکی، ناسازگاری، درس نخواندن و بی¬علاقگی به انجام تکالیف، جا انداختن و بیدقتی در دیکته‌ها و پرخاشگری برای درمان ارجاع میشوند. این کودکان ممکن است علاقه زیاد به برنامههای تلویزیون و بازیهای رایانهای داشته باشند ولی برای انجام تکالیفشان رغبت نشان ندهند و موقع انجام تکالیف نیازمند نظارت دیگران باشند. ممکن است علایم اختلال از یک روز به روز دیگر متفاوت باشد و بهخصوص در مورد کودکان بزرگتر ممکن است در حضور ارزیاب برخلاف انتظار ساکت و آرام بنشینند.

انجمن روان بنیان با ترجمه منابع مختلف سعی در پاسخگویی به سوالات شما در مورد اختلال بیش فعالی و کمبود توجه دارد.

سوال اول: آیا ADHD زیر نوع های مختلفی دارد؟

بله،  dsm-iv-tr سه زیر نوع ADHD را شناسایی کرده است(جدول ۱). برخی کودکان نشانه های را از خود بروز می دهند که به زیرنوع بیش فعال / تکانشی شناخته می شوند. کودکی در این طبقه قرار می گیرد که حداقل شش نشانه را مرتبط با این زیر نوع داشته باشد(شامل، بیقراری، قطع کردن صحبت دیگران به طور مکرر، یا زیاده گویی).زیر نوع دوم بر نقص(کمی) توجه تاکید می کند(جدول۲). برای تشخیص این زیر نوع ADHD کودک باید دستوراتی را -که به او داده می شود- به سختی دنبال کند ، در انجام فعالیت های روزانه فراموش کار باشد ، یا به آسانی حواسش پرت شود. در زیر نوع سوم(مرکب)، کودک باید شش نشانه یا بیشتر هم برای کاهش توجه و هم برای بیش فعالی/ تکانشی نشان دهد.

سوال دوم: چه ژنهایی در اختلال ADHD درگیر هستند؟

ممکن است شما از بسیاری از عملکردهای بدن آگاه باشید. از جمله هورمون ها و دیگر مواد شیمیایی مغز و بدن که به وسیله ی ژن های خاصی کنترل می شوند- ملوکول های DNA که نحوه ی رشد و اثر گذاری سلول های ما را مشخص می کنند.
به هر حال ممکن نیست شما تصور کنید که اینها چگونه کار می کنند در حقیقت دانشمندان هم تا همین اواخر اینکار را انجام نداده اند.
نقشه ی ژنوم انسان به تعیین ژن هایی که عملکرد های خاص را کنترل می کنند کمک می کند. اما بسیاری از ژن ها از راه هایی که هنوز دانشمندان در حال کشف انها هستند، بر سیستم بدن تاثیر می گذارند.
در برخی موارد ممکن است چندین ژن در یک تعامل پیچیده برای ایجاد یک ارگان یا سیستم که به درستی عمل کند(یا نادرست،همانطور که در مورد ADHD و بسیاری از اختلالات دیگر اتفاق می افتد) نقش داشته باشند .
مطالعات ژنتیکی در مورد ADHD تا حد زیادی بر ژنهای درگیر در کنترل نوروترانسمیتر دوپامین متمرکز شده اند. این منطقی است چرا که داروهایی که دوپامین را افزایش می دهند در درمان ADHD موثر هستند.
درحال حاضر تصور می شود که به احتمال زیاد ژنهایی که منجر به ADHD می شوند شامل مقررات دوپامینی می شوند. گزینه ی نخست، ژن انتقال دهنده ی دوپامین است، این ژن مقدار دوپامین را در سیناپس به وسیله ی تعیین میزان دوپامین جذب شده توسط نورون پیش سیناپسی نتظیم می کند . در شرایط عادی ناقل دوپامین سطح دوپامین را در سیناپس نسبتا بالا نگه می دارد ولی در اختلال ADHD ناقل دوپامین عملکرد را افزایش می دهد و سطح دوپامین در سیناپس را کاهش می دهد. محرک ها ناقل دوپامین را مهار می کنند در نتیجه دوپامین بیشتری در سیناپس باقی می ماند. علت دیگری که ممکن است وجود داشته باشد، ژن هایی هستند که گیرنده های دوپامین نورون پیش سیناپسی را کنترل می کنند. آنها حساسیت گیرنده های دوپامین را تحت تاثیر قرار می دهند و ممکن است دوپامین بیشتری جهت فعال کردن گیرنده های دوپامین نورون های پیش سیناپسی در کودکان مبتلا به ADHD بگیرند.
چگونه این دانش می تواند برای درمان کودکان مبتلا به ADHD بکار گرفته شود؟ در ابتدا ممکن است به دانشمندان کمک کنند داروهای بهتری را برای درمان ADHD طراحی کنند که آنها می توانند علت مشکلات نورو ترانسمیتری را هدف قرار دهند. دوم، آنها می توانند به سوی درمانی که ژن درمانی نام دارد حرکت کنند این نوع درمان، اصلاح اختلالات ژنتیکی به وسیله ی جایگزینی ژن های غیر طبیعی است. درمان ژنتیکی در حال حاضر برای برخی از اختلالات جدی پیشرونده ی عصبی آزمایش شده است.

سوال سوم:  چه عوامل محیطی دیگری ممکن است موجب ADHD شوند؟

اگرچه عوامل محیطی مشخص ترین فاکتور ابتلا به ADHD نمی باشند اما شواهد نشان می دهد که قرار گرفتن در معرض عوامل مختلف مانند: مواد مخدر ، مواد شیمیایی و عوامل بیماری زا ممکن است خطر ابتلا به ADHD را افزایش دهند. به عنوان مثال: کم خونی، فقر آهن و اختلالات تیروئید ممکن است باعث به وجود آمدن اشکال در  دامنه ی توجه شوند. قرار گرفتن در معرض موادی مانند سرب و جیوه نیز می تواند احتمال داشتن فرزندانی مبتلا به این اختلال را افزایش دهد.

سوال چهارم: آیا تولد زودرس احتمال ابتلا به ADHD را افزایش میدهد؟         
فراوانی ADHD در کودکانی که تولد زود رس داشته اند نسبتاً بالا است. در مطالعه ای که به منظور مقایسه ی کودکانی که تولد زود رس داشتند با کودکانی که تقریباً از همان پایگاه اجتماعی بودند ولی تولد به موقع داشتند مشخص شد، وقتی که کودکان در سن هفت سالگی مورد ارزیابی قرار گرفتند حدود ۲۰% از کودکانی که تولد زود رس داشتند در مقایسه با ۱۰% از کودکان گروه دیگر مبتلا به ADHD بودند. بسیاری از کودکان زود رسی که مبتلا به ADHD می باشند با معلولیت های شناختی، عصبی و ناتوانی های تحصیلی دست به گریبانند (مانند: خواندن و نوشتن و اختلالات رشد زبان).
پیشرفت سریع در تکنولوژی پزشکی سبب شده که کودکان زود رس بسیار بیشتری از قبل احتمال زنده به دنیا آمدن داشته باشند. اگرچه امروزه اکثر کودکان زود رس نجات می یابند ولی شواهد در حال رشدی وجود دارد که نشان می دهد که این کودکان در دراز مدت با عواقبی رو به رو می شوند: در بسیاری از این کودکان به خصوص آنهایی که خیلی زودتر به دنیا می آیند، مشکلات عصبی بیشتری پدیدار می شود. به نظر می رسد که این کودکان بیشتر در معرض اختلال ADHD قرار دارند چرا که مدار فرونتوستریال آنها به علت عدم رشد در زمان تولد بسیار آسیب پذیر است. پس عاقلانه است که به دقت از کودکان زود رس مراقبت شود.

سوال پنجم: آیا وارد آمدن ضربه ای قابل توجه به سر یا ضربه مغزی خفیف موجب ADHD میشود؟
مشکلات رفتاری ناشی از آسیب مغزی جدی شامل: تحریک پذیری، خستگی، تکانشگری، کاهش کنترل خشم، بی قید و بندی، کاهش تحمل سرخوردگی، کاهش ابتکار ، پرخاشگری، کاهش توجه و فعالیت کم یا بیش فعالی می باشد؛ این حداقل بخشی از این حقیقت است که صدمه دیدن سر ممکن است باعث آسیب به لوب پیشانی مغز شده باشد. پزشک می بایست با دقت و بطور متوالی بر توجه کلاسی کودکی که آسیب جدی به سر او وارد شده نظارت داشته باشد. در مقابل، صدمات مغری که با از دست دادن کوتاه مدت هوشیاری همراه هستند به عنوان آسیب های مغزی بسیار جزئی به شمار می آیند. با این حال ممکن است کودکان برای چند هفته پس از آسیب در تمرکز و توجه دچار مشکل شوند. آنچه که مشخص است این است که آسیب به طور موقت می تواند عملکردهای مدرسه را تحت تاثیر بگذارد. با پرداختن به این مشکل و تلاش برای حل آن می توان اثرات آسیب را به حداقل رساند.

سوال: ششم: فرزند من مبتلا به فقر آهن و کم خونی است با این حال به جای اینکه خسته باشد بیش فعال است.

اگرچه تصور رایج در مورد کم خونی، کمبود انرژی می باشد ولی کم خونی می تواند یکی از دلایل نقص توجه و بیش فعالی در دوران کودکی نیز باشد. متخصصین اطفال بطور مرتب بر کم خونی هایی که عمدتا از کمبود آهن ناشی میشوند نظارت دارند. مصرف مرتب آهن میتواند سرعت بهبودی کم خونی، بی توجهی و بیش فعالی را نسبتاً شدت بخشد.

سوال هفتم: آیا عفونت های گوش کودک نو پای من می تواند باعث ADHD شوند؟
برخی از مطالعات انجام شده (البته نه همه ی آنها) نشان داده اند که کودکان با سابقه ی عفونت مکرر هر دو گوش در دوران ابتدایی نمرات کمتری در زبان، گفتار و خواندن به دست می آورند. همچنین این کودکان با مشکلات انظباطی و عدم توانایی تمرکز رو به رو بودند. محققان نشان داده اند، کودکانی که از اختلالات شنوایی متناوب گوش رنج می برند نمی توانند توجه شان را بر روی تمرین های متمرکز کنند. البته این بدان معنا نیست که اگر کودک شما عفونت مکرر گوش داشته باشد حتما با این مشکلات رو به رو می شود. اما والدین و معلمین باید نسبت به این مشکل هوشیار باشند. بطور کلی بعید به نظر می رسد که عفونت های مکرر گوش باعث ADHD شود.

سوال هشتم: تماشای تلویزیون چه ارتباطی با ADHD میتواند داشته باشد؟       
کودک من مبتلا به ADHD است، او می تواند ساعت ها بنشیند و به تماشای تلویزیون بپردازد. اما من شنیده ام که تماشای تلویزیون می تواند موجب ADHD شود، آیا این صحت دارد؟

اخیراً محققان گزارش کرده اند که به ازای هر یک ساعت در روز که کودکان پیش دبستانی تلویزیون تماشا می کنند، خطر رشد این اختلال ۱۰% افزایش می یابد. یافته های جدید مطابق با نتایج تحقیقات قبلی نشان می دهد که تلویزیون می تواند طول توجه کودکان را کوتاه کند. محققان بر این باورند که تلویزیون ممکن است باعث تحریک زیاد و تاثیر گذاری بر رشد مغز شود. در جدید ترین مطالعه ی تماشای تلویزیون، بیشتر از ۱۰۰۰ کودک را مورد بررسی قرار دادند. در این تحقیق والدین کودکان در مورد عادات تماشای تلویزیون کودکانشان از یک تا سه سالگی مورد سوال قرار گرفتند. آنها رفتار فرزندان خود را تا سن هفت سالگی بر اساس معیار های متداول جهت تشخیص ADHD ارزیابی کردند. حدود ۱۰% از آنها معیارهایی برای تشخیص این اختلال یافتند. بطور مشابه معیارهایی در کودکان هفت ساله نیز یافت شد. اما ۳۷% از کودکان یک ساله که در طول روز یک ساعت تلویزیون تماشا می کردند ۱۰% تا ۲۰ % خطر مشکلات توجه را به میزان بیشتری داشتند. همچنین کودکانی که سه تا چهار ساعت روزانه تلویزیون تماشا می کردند در مقایسه با کودکانی که تلویزیون نگاه نمی کردند بیشتر در معرض خطر قرار داشتند؛ در میان کودکان سه ساله، تنها ۷% تلویزیون نگاه نمی کردند، ۴۴% روزانه یک تا ۲ ساعت ،۲۷% سه تا چهار ساعت و حدود ۱۰% روزانه هفت ساعت یا بیشتر تلویزیون نگاه می کنند، این کودکان بیش از حد در مقابل خطر ابتلا یه ADHD قرار دارند ، میزان خطر در تناسب با میزان ساعات تماشای تلویزیون می باشد. اگرچه تحقیق فوق ذکر بر روی تماشای تلویزیون انجام شده ،می تواند اثرات مشابهی در مورد هرگونه فعالیت غیر آموزشی و یا وسایل الکترونیکی دیگر مانند بازی با بازی های کامپیوتری می تواند داشته باشد. پژوهش تلویزیون به اندازه ی کافی قانع کننده است،بطوری که آکادمی اطفال آمریکا به والدین توصیه می کند تا از تماشا کردن تلویزیون کودکان زیر دو سال جلوگیری کنند چرا که نگرانی ان میرود که بر رشد مغز و مهارت های اجتماعی ، عاطفی و شناختی اثر بگذارد. دلایل بسیاری برای ممانعت از تماشای تلویزیون کودکان وجود دارد برای مثال تماشای تلویزیون با چاقی و پرخاشگری مرتبط می باشد. بنابراین حتی اگر کودک مبتلا به ADHD شما در مکانی بی سر و صدا نشسته باشد بهتر از آن است که خود را به تماشای تلویزیون محدود کند. شما باید در مورد پیدا کردن فعالیت هایی که کودک شما علاقمند به انجام آن ها است خلاق باشید. برای کودک خود کتاب بخوانید یا او را تشویق کنید که به تنهایی کتاب بخواند. حتی اگر او مجلات ورزشی یا کتاب های طنز بخواند جایگزین مناسب تری از تلویزیون هستند.

سوال نهم: آیا فرزند من با ADHD متولد شده یا در طول دوران رشد به آن مبتلا گردیده؟

در اغلب موارد، به میزانی که ADHD یک اختلال ژنتیکی باشد کودکان به همان میزان با این اختلال متولد میشوند به عبارت دیگر ژن هایی که منجر به اختلال بودند از بدو تولد وجود داشته اند.
برخی از کودکان با ژن های این اختلال متولد می شوند ولی هیچ گاه نشانگان ADHD را نشان نمی دهند. برخی دیگر دشواری هایی جزئی در توجه دارند که آن ممکن است در طول زندگیشان غیرقابل تشخیص باشد. با این حال نشانه ها در طول زمان ممکن است بسته به شرایط آشکار شوند و یا تغییر پیدا کنند. عوامل محیطی حتی در شرایطی که علت اصلی، ژنتیکی باشند دخالت دارند. کودک مبتلا به اختلال خفیف ممکن است پس از مدتی نقص توجه شدید یا بیش فعالی را نشان دهد که از حضور برخی از عوامل محیطی مشخص مانند سوء استفاده ی پدر و مادر ،غفلت و بی توجهی ،شرایط زندگی نامناسب و یا دیگر شرایطی که عواطف کودکان را تحت فشار قرار می دهد خبر میدهند. اگر نشانگان ADHD ناگهانی ظاهر شوند به این معنی است که این اختلال از قبل وجود داشته است اما پنهان بوده , تنها زمانی آشکار می شود که یک عامل محیطی به جریان افتد.

childhearing

سوال دهم: اگر من به ADHD مبتلا باشم،کودک من نیز به آن مبتلا خواهد شد؟

خیر، نه الزاما، اما قطعاً احتمال مبتلا شدن به آن، نسبت به شرایطی که شما به ADHD مبتلا نباشید بیشتر است. برای مثال یک سوم پدرهایی که سابقه ی ADHD در دوران کودکی دارند،کودکی مبتلا به این اختلال دارند. که این به نسبت در مادران پایین تر است. مادران احتمالا ژن ADHD را دارند اما معمولا تعداد کمی از علایم را نشان می دهند یا اینکه اصلا هیچ علایمی را نشان نمی دهند. اما با این حال این مادران می توانند ژن ADHD را به فرزندان خود منتقل کنند. ما هنوز مطمئن نیستیم که چرا زنان کمتر احتمال دارد علایم ADHD را داشته باشند، در حالی که روشن است قریب به اتفاق انها یکی از ژن های ADHD را دارند. در یک مطالعه روی افراد گروه مبتلا به ADHD و گروه کنترل، ۴۳% از کودکانی که والدینشان مبتلا به ADHD بودند در مقایسه با دو درصد از کودکانی در گروه کنترل بودند و والدینشان مبتلا به ADHD نبودند معیاری برای تشخیص ADHD داشتند. اگر فرزند اول شما به ADHD مبتلاست، فرزند دوم شما نیز در معرض خطر ابتلا به این بیماری قرار دارد چرا که در این شرایط خطر ابتلا نسبت به جمعیت عادی، دو برابر است. با این حال پیش بینی شدت یا نوع ADHD که ممکن است در یک خانواده ادامه یابد غیر ممکن است.

سوال یازدهم: دلایل اختلال ADHD چه هستند؟

شایع ترین علت ADHD تا حد زیادی، عوامل ژنتیکی است(یعنی ADHD اغلب به ارث برده می شود). مطالعات نشان می دهد که نرخ توارث پذیری ADHD دامنه ی ۰٫۷۵ تا ۰٫۹۱ را در بر می گیرد. نرخ توراث پذیری نشانگر درصد افرادی است که از طریق ژنتیک به ADHD مبتلا شده اند نه فاکتورهای محیطی. بنابراین نرخ توارث پذیری ۰٫۷۵ به این معنی است که ۷۵% از علت ADHD ژنتیکی است. به هر حال ADHD می تواند توسط عوامل دیگری چون تولد زودرس، کم خونی، داروهای آسم و دیگر عوامل محیطی به وجود آید و یا تشدید شود.
این عوامل بعدا مورد بحث قرار خواهند گرفت.

سوال دوازدهم: آیا در افراد مشهور و موفق نیز احتمال ابتلا به ADHD وجود دارد؟

مسلماً ADHD زندگی همه ی اقشار مردم را تحت تاثیر قرار می دهد از جمله: مخترعان، نویسندگان، نظامیان، دولتمردان، آهنگ سازان و بازیگران(چه زن و چه مرد).
در زیر فهرستی از افرادی که ممکن است تشخیص داده شود که مبتلا به ADHD هستند یا خیر، عنوان می شود. اما مسلما واضح است این افراد رفتارهایی را نشان میدهند که نشانگر ابتلای به ADHD یا سایر اختلالات یادگیری می باشند! برای مثال دنی گلور ،بیل کازبی، تام کروز، جیم کری، رابین ویلیامز، نولان رایان، جیسون کید و مجیک جانسون همگی به عنوان افرادی شناخته شده اند که نشانگان ADHD را دارند. بسیاری از کارافرینان بسیار موفق همانند والت دیزنی، مالکوم فویرز، توانایی خود را برای تفکر خلاقانه ثابت کرده اند که شاید نتیجه ی مثبت ADHD باشد.
در حقیقت افراد سرآمد ممکن است در عملکرد های چند تکلیفی از ویزگی های ADHD در جهت راهی مثبت استفاده کنند. توانایی انها برای تمرکز بر چندین کار در یک زمان ،دشواری انها در تمرکز بر یک کار بهبود می بخشد.

سوال سیزدهم:  آیا ابتلای به ADHD به این معنی است که مشکلی اساسی در مغز کودک من وجود دارد؟
ADHD مشکلی بیولوژیکی در مغز است، اما این به این معنی نیست که بگوییم چیزی در مغز کودک شما آسیب دیده. یک تفاوت عمده بین آسیب و اختلال عملکرد وجود دارد. آسیب باعث مشکل در اندام ها یا سایر ساختارهای بنیادین مغز می شود، که این چنین اتفاقی در این اختلال روی نمی دهد. اگرچه برخی از نتایج تحقیقات نشان می دهد که برخی از ساختارهای مغز به ویزه کودات،جسم پینه ای(که رابط بین دو نیم کره ی مغز است) و مخچه، در کودکان مبتلا به ADHD ممکن است کوچکتر باشند، اما هیچ نشانه ای که آسیب فی النفسه را نشان دهد وجود ندارد. مشکل اصلی با اندام ها ارتباط دارد- اتصالات یا ارتباطات در مغز -. مشکل همراه با ارتباطات به احتمال زیاد می تواند مقادیر غیر معمول نورو ترانسمیترهای خاص را توجیه کند چه به صورت جداگانه چه در ارتباط با یکدیگر.
اخیرا یک مطالعه ی تصویر برداری نشان داده که کودکان مبتلا به ADHD قشر کرتکس نسبتاً نازک شده ای در مناطقی که برای توجه مهم هستند، دارند.
کودکان مبتلا به ADHD ماندگار نواحی معین نازک شده ای از قشر فرونتال دارند که ممکن است با نحوه ی رشد سیستم توجه ارتباط داشته باشد.

سوال چاردهم: آیا ADHD یک مشکل عمومی است یا تنها برای کودک من پیش آمده است؟
ADHD  اختلالی تقریباً رایج است؛ آمارها حاکی از این است که ۳ تا ۵ درصد کودکان در سن مدرسه دچار این مشکل می شود.برخی گزارش ها نشان می دهند که بیشتر از ۴ تا ۸ درصد یا حتی در مواردی ۱۰ تا ۱۸ درصد کودکان، ADHD دارند. بنابراین، با توجه به این آمارها، بین ۲ تا ۱۳ میلیون کودکان آمریکایی مبتلا به ADHD هستند. از طرف دیگر، به طور میانگین حداقل یک کودک در هر کلاس ADHD دارد. اختلال ADHD در سال گذشته باعث مراجعه ی میلیون ها آمریکایی به  پزشک شده است. تقریبا ۶۰ درصد کودکان با ADHD علائمی دارند که تا دوران بزرگسالی نیز دوام پیدا می کند، و این بدان معناست که ۸ میلیون بزرگسال(که از این میان ۴درصد مربوط به جمعیت آمریکاست) ADHDدارند. هر چند ADHD یک اختلال رفتاری است که هنوز یک توجیه زیستی خاص برای آن در نظر گرفته نشده است، اما می تواند شدت این اختلال به وسیله تعدادی از عوامل تحت تاثیر قرار گیرد.

در تحقیقی که در اردیبهشت ماه ۱۳۸۵ در شیراز برای شیوع نقص توجه در بین ۱۳۱۱ کودک دبستانی انجام گرفت، نشان داد که ۱۱۱ نفر(۸/۵ درصد) دارای اختلال ترکیبی۶۸ نفر(٪۵/۲) دارای اختلال نقص توجه، ۶۶ نفر (۵٪) دارای اختلال بیش فعالی و تکانشگری بودند.

lonley girl spread_opt

سوال پانزدهم: انتقال دهنده های عصبی در کجای مغز تاثیرشان را می گذارند؟

نوروترانسمیترها (انتقال دهنده های عصبی)، مواد شیمیایی مغز شما هستند. که اطلاعات را از یک سلول به سلول دیگر منتقل می کنند. نوروترانسمیترها در محل تماس دو عصب- که اصطلاحا فضای سیناپسی نامیده می شود- عمل می کنند.نوروترانس میترها توسط نورون های پیش سیناپسی آزاد میشوند و روی گیرندهای نورون های پس سیناپسی تاثیر خود را می گذارند. میزان نوروترانس میترها در فضای سیناپسی و میزان حساسیت گیرنده های نورون های پس سیناپسی، مقدار تاثیرگذاری نوروترانس میترها را بر نورون های پس سیناپسی مشخص میک ند. انتقال دهنده های عصبی بسیار متفاوتی وجود دارد، دوپامین نوروترانس میتری است که بیشترین نقش را در ADHD بازی می کند با این وجود نور اپی نفرین و سروتونین نیز نقش کمی را در این اختلال بر عهده دارند. تعادل نسبی بین این نوروترانس میترها ممکن است بسیار مهم تر از مقادیر مطلق انها باشد.دوپامین نوروترانسمیتر اصلی در جسم مخطط است، در حالی که نور اپی نفرین انتقال دهنده ی عصبی اصلی در لوب فرونتال می باشد.

سوال شانزدهم: چه قسمت هایی از مغز تحت تاثیر ADHD قرار می گیرند؟

در مطالعات انجام شده روی کودکان مبتلا به ADHD غالباً ساختارهای لوب پیشانی، جسم مخطط(به خصوص کودات) و ارتباط بین این ساختارها -که مدار frontostriatal نام دارد- مشخص شده اند. اخیرا نقش مخچه نیز در ارتباط با ADHD معلوم شده است. اگر شما یک متخصص مغز و اعصاب نیستید، احتمالاً توضیح این موضوع زیاد اهمیت ندارد.بنابراین در اینجا یک توضیح سریع در مورد آناتومی و عملکرد مغز بیان می کنیم. مغز شما از چهار لوب(برجستگی) ساخته شده: لوب پیشانی، آهیانه ای، پس سری و لوب گیجگاهی. روی هم رفته لوب پیشانی کنترل عملکردهای اجرایی(مانند:برنامه ریزی، سازماندهی، شروع، ادامه، تغییر و مهار رفتارهای تکانشی) را برعهده دارد. لوب آهیانه ای کارکردهای حسی و مهارت های فضایی را کنترل می کند.(به خصوص لوب آهیانه ای نیمکره ی راست). لوب گیجگاهی کنترل درک گفتار و حافظه را برعهده دارد. و درک دیداری بر عهده ی لوب پس سری می باشد.لوب پیشانی سمت چپ تاثیر زیادی بر روی کارکرد های اجرایی مربوط به زبان دارد و لوب پیشانی سمت راست تاثیر بیشتری بر کارکردهای اجرایی فضایی دارد. جسم مخطط متشکل از تعدادی از ساختارها در اعماق مغز است. کودات نیز نقش فعالی در ADHD دارد. در افراد سالم جسم مخطط غنی از دوپامین است. برخی از ساختارهای جسم مخطط نقش مهی در عملکرد حرکتی دارند. بخش هایی از جسم مخطط در اختلالات حرکتی مانند پارکینسون دچار کمبود دوپامین می شوند(بیماری پارکینسون با لرزش و کندی حرکت همراه است). همچنین بخش هایی از جسم مخطط در حرکات غیر ارادی اندام ها(تیک)،درگیر هستند.
مدار frontostriatal ارتباط بین لوب پیشانی و بخش هایی از جسم مخطط را شکل می دهد. سلول های مغز با این ساختارها ارتباط برقرار می کنند و این اتصال به وسیله ی انتقال اطلاعات -از طریق انتقال دهنده های عصبی- بین سلول ها حفظ می شود. در نهایت مخچه بخشی از hindbrain است که تصور می شود در درجه ی اول مسئول رسیدگی به هماهنگی حرکات و تعادل است. به هر حال مطالعات اخیر به نقش مهم مخچه در کارکرد های شناختی مانند: زبان، توجه و به عنوان موتور برنامه ریزی تاکید می کند. همچنین ممکن است انشعابات قدامی مخچه در اختلال ADHD نقش داشته باشد.

سوال هفدهم: آیا نشانه هایADHD  کودکان در بزرگسالی نیز ادامه می یابد؟

هرچند جدیدترین اطلاعات نشان می دهد که ۵۰% تا ۷۰% کودکان در نوجوانی و بیش از ۵۰ درصد آنها در بزرگسالی هنوز نشانه های ADHD را گزارش می کنند، اما در برخی موارد تعداد نشانه های ADHD در نوجوانی و به خصوص در بزرگسالی کاهش می یابد، و همچنین زیر نوع نشانه ها(تکانشی، کاهش تمرکز و یا هردو) نیز با افزایش سن احتمالا تغییر خواهد کرد. نشانه بیش فعالی /تکانشگری با افزایش سن و در دوره بزرگسالی کاهش می یابد، چراکه در این دوره بزرگسالان بیشتر بر روی ذهنشان( در تضاد با بی قراری جسمی) تاکید می کنند، و در توجیه دیگر کاهش نشانه ها در نوجوانی و به خصوص بزرگسالی می توان به نظریه برتری زیستی اشاره کرد. از نقظه نظر این دیدگاه کاهش نشانه ها در نوجوانی و بزرگسالی می تواند نشان دهنده رسش و رشد مغزی باشد که در دوره نوجوانی و بزرگسالی تحقق می پذیرد و این تغییرات و کاهش نشانه ها را توجیه می کند.

سوال هجدهم: در چه سنی معمولا نشانه های ADHD مشاهده می شود؟

این اختلال در همه سنین اتفاق می افتد. از میلیون ها افرادی که برای تشخیص ADHD به ملاقات با پزشک می روند ۵% درصد آنها پیش دبستانی هستند، تقریبا ۶۶% در مقطع ابتدایی ، ۲۰ درصد آنها نوجوان و ۱۵ درصد بزرگسال می باشند. هر چند بیشتر تشخیص ADHD به کودکان دوره ابتدایی تعلق دارد اما برخی کودکان بعدها در طول دوره دبیرستان تشخیص داده می شوند. اما اینکه افرادی در سنین بزرگسال تشخیص ADHD  بگیرند امری غیر عادی نیست.

ترجمه اختصاصی سایت روان بنیان

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*